انواع خدمات مشاوره فروش مشاوره مدیریت

• کوچینگ سازمانی:

کوچینگ سازمانی را می توان ترکیبی از مشاوره مدیریت، منتورینگ، کوچینگ و توانمندسازی دانست. این فرایند به مدت چند هفته یا چند سال بر اساس قرارداد رسمی میان مرکز مشاوره و کارفرما به طول می انجامد و طی آن حل مسائل سازمان توسط تیم های حرفه ای مرکز مشاوره صورت خواهد گرفت.

• مشاوره کلینیکی (مشاوره ساعتی):

در مشاوره کلینیکی، جلسات مشاوره به صورت ساعتی و با زمان محدود میان کارفرما و مشاور برگزار می شود و طی آن راهکارهای لازم به کارفرما ارائه و یا به سوالات ایشان پاسخ داده می شود. در قالب کوچینگ سازمانی، نه تنها مدیران و پرسنل سازمان در یک حوزه خاص توانمند می شوند، بلکه خروجی جلسات، نتیجه ملموس عملیاتی و اجرایی برای سازمان داشته و مسائل سازمان با کمک خود مدیران سازمان حل می شود.

• پروژه مشاوره مدیریت (مشاوره پروژه ای):

در مشاوره پروژه ای، خدمات مشاوره فروش با توجه به نیاز کارفرما، در فازهای مختلف طراحی و توسط تیم مشاوره انجام می شود.

مشاوران مدیریت مشکلات و موقعیت‌های پیچیده‌ای را شناسایی می‌کنند که مانع عملکرد و سوددهی سازمان می‌شود. به طور کلی مشاوره مدیریت فرآیندی است که به کسب و کارها در بهبود عملکردشان کمک می کند. هدف مشاوره مدیریت بهبود و بهینه سازی عملکرد، بهره وری و سودآوری و در عین حال به حداقل رساندن ضرر و زیان و ریسک در سازمان است. مشاوران مدیریت تجزیه و تحلیل های ساختار یافته، استراتژی ها و پیشنهادهایی را برای حل مشکلات در حوزه مدیریت کسب و کار ارائه می کنند.

تحلیل PESTEL

تجزیه و تحلیل PESTEL عوامل کلان محیطی را که می تواند یک سازمان یا صنعت را تحت تأثیر قرار دهد، بررسی می کند. PESTEL مخفف عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناوری، محیطی و حقوقی است. محصولات یا واحدهای تجاری یک شرکت را به چهار مربع دسته بندی می کند: ستاره ها، علامت های سوال، گاوهای شیرده و سگ ها.

با ترسیم محصولات یا واحدهای تجاری بر روی ماتریس بر اساس نرخ رشد بازار و سهم بازار، سازمان ها می توانند برای تخصیص منابع برنامه ریزی استراتژی های مناسب را برای هر دسته توسعه دهند. نیروهای پنج گانه پورتر

این ابزار که توسط مایکل پورتر توسعه داده شده است، پویایی رقابتی در یک صنعت را ارزیابی می کند. ماتریس BCG (ماتریس گروه مشاور بوستون)

ماتریس BCG برای تجزیه و تحلیل پورتفولیو، عمدتاً در بازاریابی و مدیریت محصول استفاده می شود. به عنوان مثال، ستاره ها نیاز به سرمایه گذاری دارند، در حالی که گاوهای شیرده درآمد ایجاد می کنند.

6. کارت امتیازی متوازن (BSC)

کارت امتیازی متوازن یک چارچوب اندازه گیری عملکرد است که شاخص های مالی و غیر مالی را در نظر می گیرد و به سازمان ها کمک می کند تا استراتژی های خود را با چشم اندازشان هماهنگ کنند و بر پیشرفت برنامه ها نظارت داشته باشند.

سازمان ها شاخص های کلیدی عملکرد را در چهار دسته تعریف می کنند: خدمات مشاوره فروش مالی، مشتری، فرآیندهای داخلی، و یادگیری و رشد. پنج نیروی کلیدی در این ابزار عبارتند از: خدمات مشاوره فروش تهدید تازه واردان، قدرت چانه زنی تامین کنندگان، قدرت چانه زنی خریداران، تهدید محصولات یا خدمات جایگزین، و شدت رقابت.

نیروهای پنج گانه پورتر به سازمان ها کمک می کند تا جذابیت و رقابت پذیری صنعت خود را درک کنند و تصمیمات استراتژیک را با برجسته کردن مناطقی که می توان در آنها مزیت رقابتی به دست آورد یا تهدیدات را کاهش داد، اتخاذ نمایند.

5. این ابزار یک رویکرد متعادل برای اجرای استراتژی ها در سازمان است.

8. ماتریس آنسوف

ماتریس Ansoff به سازمان ها کمک می کند تا استراتژی های رشد را در نظر بگیرند و چهار نوع استراتژی رشد را نشان می دهد: نفوذ در بازار، توسعه بازار، توسعه محصول و تنوع محصول.

سازمان ها یک یا چند مورد از این استراتژی ها را بر اساس موقعیت فعلی خود در بازار و محصول انتخاب می کنند. سازمان ها از تجزیه و تحلیل PESTEL برای شناسایی و ارزیابی تأثیر این عوامل خارجی بر استراتژی های خود استفاده می کنند و به پیش بینی تغییرات در محیط کسب و کار و تطبیق استراتژی ها بر این اساس می پردازند.

4. سازمان ها سناریوهای قابل قبول مختلف و پیامدهای آنها را در نظر می گیرند و استراتژی هایی را توسعه می دهند که احتمال وقوع سناریوی آنها در آینده قوی تر است.

10. این مدل برنامه ریزی به سازمان ها کمک می کند تا عدم قطعیت ها را پیش بینی کرده و با آنها سازگار شوند. ماتریس آنسوف یک رویکرد ساختاریافته برای گسترش و تنوع بخشیدن به کسب و کار است.

7. برنامه ریزی سناریو

برنامه ریزی سناریو عبارت است از ایجاد سناریوهای آینده متعدد برای آماده شدن برای طیف وسیعی از نتایج احتمالی. با تجزیه و تحلیل بهترین شیوه ها در صنعت، سازمان ها می توانند اهداف عملکردی را تعیین کرده و استراتژی های مناسبی را برای دستیابی به آنها توسعه دهند.

این ابزارهای استراتژی همه کاره هستند و می توانند با زمینه ها و صنایع مختلف سازگار شوند. تحلیل زنجیره ارزش

تجزیه و تحلیل زنجیره ارزش، فعالیت های سازمان را به فعالیت های اولیه و پشتیبانی تقسیم می کند تا مناطقی را که در آن ارزش ایجاد می شود یا هزینه ها می تواند به حداقل برسد، شناسایی می کند.

با درک زنجیره ارزش، سازمان ها می توانند عملیات خود را بهینه کنند و فرصت هایی را برای افزایش مزیت رقابتی شناسایی کنند.

9. انتخاب این که از کدام ابزار استفاده شود بستگی به نیازها، اهداف و چالش‌های خاصی دارد که سازمان یا استراتژیست با آن مواجه است. معیارسازی

معیارهای سنجش عملکرد، فرآیندها یا شیوه های سازمان را با رهبران صنعت یا رقبا مقایسه می کند تا زمینه های بهبود را شناسایی کند. همچنین رویکردهای ساختاری برای تجزیه و تحلیل استراتژیک، برنامه ریزی و تصمیم گیری ارائه می دهند و به سازمان ها در دستیابی به اهداف خود و حفظ رقابت کمک می کنند.

Similar Posts

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *